بدینوسیله به استحضار میرساند آقایان فرزاد کمانگر (معلم و فعال حقوق بشر در کردستان) علی حیدریان (فعال سیاسی کرد)، فرهاد وکیلی (فعال سیاسی کرد) و یعقوب مهرنهاد (روزنامه نگار و سرپرست روزنامه مردم سالاری در استان سیستان و بلوچستان و دبیر انجمن جوانان صدای عدالت) پس از تحمل مدتها شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی، در یک دادگاه کاملاً فرمایشی و بدون اجازه دفاع وکلایشان، محکوم به اعدام شدند و در تاریخ 11.7.2008 این حکم در دادگاه عالی تأیید گردیده و تنها با امضای رئیس قوه قضاییه قابل اجرا خواهد شد.
در این راستا از شما تقاضا داريم که بصورت اضطراری به این موضوع واکنش نشان داده و از اجرای این حکم غیرانسانی و مغایر حقوق بشر جلوگیری نموده و خواستار آزادی و یا رسیدگی مجدد به پرونده ایشان در یک دادگاه صالحه گردید.
کنگره ملیت های فدرال ایران
برای حمایت به آدرس و ایمیل زیر رجوع نمائید:
نمی دانم به این رفتار ریا کارانت چه اسمی باید گذاشت"لجن" نه حیف لجن- لجن فقط بوی بد دارد ولی رفتار تو نه تنها بوی گندداره چشم هر بیننده ای و اشک آلود و ذهن و روح آدم ها رو تخریب هم می کند. زنده باد مردانی که مانند مولای شان علی وقتی می خواهند به فقرا کمک کنند، شبها نانی در دست
می گیرند و چهره پنهان می کنند تا فقرا از فقر خود خجالت نکشند. زنده باد آقای وزیر پیرو عدل علی که چنین به فکر فقرا هستید.زنده باد خدمتگذاران ملت که دخترکان معصوم و فقیر را جلوی دوربین به صف می کشند تا وزیری بسته هزارتومانی را به دست بگیرد و وقتی عکاس شروع کرد به عکاسی کردن، با لبخندی که به زور روی لب هایش ماسیده است، پول بدهد به بچه ها و مدیر موسسه به بچه ها بگوید: بچه ها لبخند بزنید، دارند عکس می گیرند. لبخند بزنید تا آقای وزیر نشان بدهد که تا چه حد فرزندان ایران زمین را دوست می دارد.زنده باد مدیران عزیزی که دخترکان معصوم رها شده در خیابان ها را به خانه های اخلاق و انصاف می آورند تا به جای اینکه آنان به خودفروشی بیفتند، جلوی دوربین های وقیح و کثیف تبلیغات پوپولیستی و احمقانه دولتی که بوی لجن می دهد، به آنها پول بدهند و برای خودشان آدم بخرند.
فرزاد كمانگر معلم انساندوست در آستانه اعدام است. حكم اعدام فرزاد كمانگر به تاييد ديوان عالي حكومت اسلامي رسيده و به بخش اجراي احكام زندان رجايي شهر ابلاغ شده است.

خیلی خوشحالم که باطبی هم از ایران فرار کرد(البته ما هم خوشحالیم) و با کله رفت توی بغل وزارت خارجهی آمریکا تا مردم ساده و خوشقلب و ضعیفپرست ایران با چشم خودشان ببینند که الکی نبود که جمهوری اسلامی ماجرای ۱۸ تیر و بخصوص از آنجایی که از داخل محوطهی دانشگاه بیرون آمد را یک پروژهی اسراییلی-آمریکایی برای براندازی میدانست. (اینجاست که راز لبخند مونالیزا آشکار میشود )کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم که رهبران آن الان کجا هستند.(اینجا منظور از کلاه آن کلاهی نیست که جمهوری اسلامی بر سرتان گذاشته ها ) علی افشاری و اکبر عطری و منوچهر محمدی و احمد باطبی و محسن سازگارا الان کجا و در استخدام چه کسی هستند(تا دیروز میدانیم که در اوین بودند میدانیم بسیار شکنجه شدند برادر و دوستان همین عزیزانی که اسم بردید به قتل رسیدند ) و در رسانههای کدام کشور شب و روز دارند به نفع چه کسانی دروغ و تحلیل میبافند.(آیا کشتار ها اعدام ها هم دروغ بود زندانیان سیاسی عقیدتی- زنان -کارگران- وکیل مدافعین - قتل های زنجیره ای-اعدام کودکان )
ولی جنبهی جالب دیگری هم از ماجرا آشکار شده است و آن رابطهی «روز آنلاین» و «وزارت خارجهی آمریکا» است. البته هیچ سند محکمه پسندی هنوز از این رابطه در دست من نیست، ولی خیلی آدم باید ساده باشد که یک سری واقعیتهای اخیر را تصادفی بداند. ببینید چند نفر در این یک سال اخیر از «روز» به عنوان نردبان رسیدن به آغوش گرم جورج بوش استفاده کردهاند. (از حسن زارع زاده و روزبه میرابراهیمی بگیرید تا آرش سیگارچی و سولماز شریف و همین احمد باطبی.) (ادامه مطلب را بخوانید و خودتان قضاوت کنید)...
"سلمان رشدی" نویسنده انگلیسی، اما هندی تبار جمعه شب گذشته در کتابخانه ملی نیویورک
سخنرانی کرده. سر حال و سر زنده و البته کمی هم چاق و چله شده. 60 سالگی را دو سالی است پشت سر گذاشته و حالا 12 سالی می شود که بقول سعدی خودمان از خواب غفلت بیدار شده و پنج روز جهان را دریافته. اتفاقا چقدر هم شبیه محاسن داران خودمان شده! کتاب جدیدی نوشته و منتشر کرده بنام ”افسونگر فلورانس”. هم کتاب جنجالی اش "آیه های شیطانی" و هم این کتابی که تازه منتشر شده اش، هر دو عنوان های جلب کننده ای دارند. هنری که نه تنها نویسندگان کتاب، بلکه اکثر مقاله نویسان و روزنامه نگاران هم ندارند. انتخاب "عنوان" منظورم است. از آنجا که حکم جنجالی "ارتداد" بخش مهم شهرت جهانی اوست، در همین سخنرانی هم از او درباره همین حکم پرسیدند. خیلی ساده پاسخ داد "کشتن یک نویسنده بخاطر نوشته هایش کار خوبی نیست!"
(گزارش کوتاه این سخنرانی را می توانید از اینجا بخوانید!)
لینک بالا را دانلود کنید.
کسی درباره سخنان پالیزدار نظر نمیدهد!
پیک نت: آقایان و آقازادگان مملکت را به تاراج بردند! دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه "عباس
پالیزدار" روز شنبه 14/2/87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشاگری پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور زد. این افشاگری ها که ما از روی متن فیلم سخنرانی او استخراج کرده ایم به این شرح است:
کسی درباره سخنان پالیزدار نظر نمیدهد!
به نام آزادي 
جواني هستم بيست و يکساله ، هنگامي که پا به زندان گذاشتم 16 سال داشتم ، نوجواني بودم که به مانند همه نوجوانان ديگر هنوز از روياهاي کودکانه ام جدا نشده بودم ، هنوز کتابهاي مدرسه ام بود ، هنوز هراس و دلهره کنکور به سراغم نيامده بود ، دلهره شيريني که حسرتش به دلم ماند .
طي دعوايي بچه گانه به قصد ميانجيگري وارد شدم تا مبادا سر کسي بشکند يا بيني کسي خون بيايد اما نميدانم چگونه بود که جان انساني در آن غروب سياه که باعث غروب همه آرزوهايم شد گرفته شد . اما نه به همين سادگي ، از آن روز به بعد زمين و زمان دست به دست هم دادند تا مرا از کتابهايم جداکرده و به سوي چوبه دار ببرند ،
جوان ناکامي که نميدانم از کجا و به دست چه کسي زخمي شد به بيمارستاني برده شد که حتي امروز هم اتاق جراحي آن آمادگي پذيرش چنين زخمي را ندارد ، بيمارستاني که هنوز توانايي عمل بازقلب را ندارد . عمل بازقلب در چنين بيمارستاني انجام گرفت و منجر به مرگ جوان شد .
سی تن از دانشجويان اعتصاب کننده به بهداری دانشگاه منتقل شده اند.اين در حالی است که مسوولان دانشگاه از انتقال دانشجويانی که در شرايط وخيم جسمی هستند، به بيمارستان جلوگيری می کنند.دانشجويان دانشگاه تربيت معلم از سوی مقامات اين دانشگاه تحت فشار قرار گرفته اند که با رسانه ها مصاحبه نکنند.
سازمان عفو بين الملل روز ۲۱ می، با ارسال نامه ای به آيت الله هاشمی شاهرودی از وی در خواست کرد تا از برگزاری هر چه سريع تر دادگاه تجديد نظر شش فعال امور زنان، اطمينان حاصل کند. اين زنان به اتهام «اجتماع غیر قانونی» یا اتهامات امنیتی محکوم شده اند.در نامه سازمان عفو بين الملل آمده است: «اگر دادگاه تجديد نظر حکم اين افراد را تاييد کند، اين سازمان در خواست تجديد نظر مجدد را ارائه خواهد کرد.»
مرضيه مرتاضی لنگرودی، نسرين افضلی، پروين اردلان، زينب پيغمبرزاده، ناهيد جعفری و رضوان مقدم از جمله فعالان امور زنان هستند که در ماه های گذشته به احکام تعليقی حبس و شلاق محکوم شده اند.
رها بختیاری